مدتها بود كه دستم به نوشتن نرفته بود. حرفهاي دل، حرفهاي اتفاقات پيرامون، حرفهاي هوايي كه در آن تنفس ميكنيم (اگر حتي تنفسمان هم، تنفس نباشد)، دغدغههايي است كه در ذهنم انباشته ميشدند و اين انباشتگي، گاهگاه، آشفتگيهاي روح را پردامنه ميكرد.
گفتن از بايدها و هستها، نبايدها و نيستها، حسرتها، شاديها و همة آنچه ضربان دل را به دست ميگيرد، امكاني است براي سبكتر شدن و جاي به انديشههاي ديگرگونه دادن.
در اين صفحات، سعي ميكنم تا دغدغههاي وجودم را به نوشته درآورم و بر خودم و پيرامونم، نگاهي دوباره بيندازم. اميدوارم به امتداد اين قلمورزيهاي صفر و يكي
سلام
گفتن از بايدها و هستها، نبايدها و نيستها، حسرتها، شاديها و همة آنچه ضربان دل را به دست ميگيرد، امكاني است براي سبكتر شدن و جاي به انديشههاي ديگرگونه دادن.
در اين صفحات، سعي ميكنم تا دغدغههاي وجودم را به نوشته درآورم و بر خودم و پيرامونم، نگاهي دوباره بيندازم. اميدوارم به امتداد اين قلمورزيهاي صفر و يكي
سلام
No comments:
Post a Comment